تبليغاتX
بزرگترین وبلاگ بی خودی

بزرگترین وبلاگ بی خودی

چهارمحال

+ نوشته شده در  87/06/30ساعت 11:30  توسط y:a  | 

اس ام اس

 

اس ام اس فارسی SMS FARSI  http://SMSFARSI.persiangig.ir

smsfarsi.persiangig.ir Bahar20.sub.ir - اس ام اس فارسی جدید SMS مسیج اس ام اس جالب smsfarsi.persiangig.ir Bahar20.sub.ir - اس ام اس فارسی جدید SMS مسیج

لبخندهايش به حالت تعليق درامده.ازوقتي تکرارشادي هايش راحلق اويزکرده

 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  87/06/27ساعت 0:24  توسط y:a  | 

ورود آریایی ها

ورودآریائیها – درحدود 5000سال ق.م.مردمی که خودراآرایی می نامیدنداز دشتهای آسیای مرکزی وجنوب سیبری به سوی جنوب حرکت کردند. این اقوام دو دسته شدند. دسته ای از طریق دره ی سند و پنجاب به طر-ف هندوستان رفتند و در آنجا مسکن گزیدند. دسته ای دیگر ازراه آسیای میانه و قفقازوارد ایران شدند. آنان در درسرزمینهای غربی ایران اقامت کردند وبا مردم آن نواحی درآمیختند. ممکن است گروهی از آرئیهایی که                      بطرف هندوستان میرفتند درمشرق ایران مانده باشند.هنوزمعلوم نیست علت مهاجرت آرئیها چه بوده است   .

برخی می گویندعلت این است که آب و هوای پامیروآسیای مرکزی دیگربرای آنان سازگارنبوده است.ولی مم-

کن است حدس زدکه این مهاجرت بزرگ به علت فشارمردم دیگری که ازشمال وشرق آرئیهارابه جنوب میر-

اندند. برخی ازمورخان نژادپرست عقیده دارند که تمام پیشرفت های تاریخی فلات ایران متعلق به آرئیهاست و

هم آنها بودند که ایران را وارد مرحله ی تمدن کردند. البته مهاجرت آرئیها به ایران تأثیرعظیم و به سزایی در

تمدن این سرزمین داشته است.ولی آرئیها تنها پس ازمدتی دراز توانستند به صورت قومی حاکم ومسلط درآیند.

مثلا یک دسته از آریا یی ها که مادها باشند تا مدتها درجوارما ننا ییان کاسیان بودند و دولت ماننا که مرکزآن

درنزدیکی دریاچه ی ارومیه (رضاییه کنونی) قرارداشت از پیشرفت آنها جلوگیری می کرد.پارسها که دستهء

دیگر ازآرئیها فقط ازقرن هشتم ق.م به بعد توانستند درطول چین خوردگیهای زاگرس حرکت کنند. پارسها که

مدتی جواردولت اورارتوقرار گرفته بودند. به میزان قابل توجهی زیرتأثیر تمدن اورارتو واقع شدند.

...البته مادها وسپس پارسها توانستند هم ازنظرسیاسی وهم ازلحاظ فرهنگی براقوام آسیانی غلبه کنند. ولی قبل

از آن خود از فرهنگ  بین النهرینن وآداب و رسوم اقوام  آسیانی و همچنین تمدن اورارتو تأثیرفراوان گرفتند.

بنابراین نباید تصور کرد آرئیها به یکباره تمدن را وارد ایران کردند. آنها با بهره گرفتن از تمدن مردم  ومللی

که در ایران ساکن بودند وهمچنین زیر تأثیر تمدن سومروبابل و آشور تمدن خاص خود را به وجود آوردند.اما

مادها برای آنکه بتوانند اقوام آسیانی را تحت تسلط خود قراردهندچاره یی جزاین نداشتند که قبایل خود رامتحد

کنند.

...اماعملی کردن چنین اتحادی آسان نبود.نیروهای داخلی وخارجی چندی مانع این کاربودند.مثلا درداخل قبایل

ماد اشرف قبیله یی سرسخت این اتحادبودند.دولت آشوردرشمال بین النهرین نیزمخالف سرسخت چنین اتحادی

بود.زیرااین دولت پی درپی به سرزمین مادحمله می برد وقسمتی ازآن سرزمین را متصرف می شد زیرانیک

می دانست که در صورت اتحاد قبایل ماد دیگر به دست آوردن چنین غنایمی ممکن نیست. البته دولت آشوردر

سرزمین ماد منافع مهم ودایمی داشت.دراین دوره دربین النهرین استعمال آهن رواج یافته بود ودولت آشورآهن 

رافقط می توانست ازایران به چنگ آورد.آشوراگرنمی توانست آهن موردنیازخودرافراهم کندموقعیت اقتصاد-

ی ونظامی خود را ازدست می داد.

...آشورنیازفراوانی به آهن داشت تا بتواندبهترین سلاههای جنگی آن روزگاررابرای سپاهیان جنگ آورخویش

تهیه کند. ازطرفی  بهترین نژاد اسب  درایران پرورش می یافت وآشور درهرلشکرکشی پیروزمندانه یی تعداد    

بسیاری از این اسبان را به چنگ می آورد. بنابراین معلوم می شود که دولت آشوربا چنین اتحادی مخالف بود.

البته دولت اورارتوبااین اتحاد موافق بود.زیرا اورارتوییان بسیارمیل داشتندکه میان آنها وسرزمین آشورکشور

یکپارچه یی به وجود آید.سراسرتاریخ ماد قبل ازتشکیل دولت پرازکوشش ها تلاشها وناکمیها وپیروزیها برای

برای عملی کردن اتحاد قبایل ماداست .

+ نوشته شده در  87/06/26ساعت 23:57  توسط y:a  | 

قشنگ

خدمات وبلاگ نويسان جوان              www.k2sms.sub.ir                              خدمات وبلاگ نويسان جوان              www.k2sms.sub.ir

 

خدمات وبلاگ نويسان جوان              www.k2sms.sub.ir خدمات وبلاگ نويسان جوان              www.k2sms.sub.ir خدمات وبلاگ نويسان جوان              www.k2sms.sub.ir

+ نوشته شده در  87/06/26ساعت 23:55  توسط y:a  | 

متن حقوق بشر کوروش کبیر

اینک که به یاری مزداتاج سلطنت ایران، بابل و کشورهای چهارگانه را بر سر گذاشته ام اعلام می کنم که:
• تا روزی که زنده هستم و مزدا پادشاهی را به من ارمغان می کند کیش و آیین و باورهای مردمانی را که من پادشاه آنها هستم گرامی بدارم و نگذارم که فرمانفرمایان و زیر دستان من کیش و آیین و دین و روش مردمان دیگر را پست بدارد و یا آنها را بیازارند.
• من که امروز افسر پادشاهی را بر سر نهاده ام، تا روزی که زنده هستم و مزدا پادشاهی را به من ارزانی کرده هرگز فرمانروایی خود را بر هیچ مردمانی به زور تحمیل نکنم و در پادشاهی من هر ملتی آزاد است که مرا به شاهی خود بپذیرد یا نپذیرد. و هرگاه نخواهد مرا پادشاه ایران و بابل و کشورهای رابعه هستم نخواهم گذاشت کسی به دیگری ستم کند و اگر کسی ناتوان بود و بر او ستمی رفت من از وی دفاع خواهم کرد و حق او را گرفته و به او پس خواهم داد و ستمکاران را به کیفر خواهم رساند.

• من تا روزی که پادشاه هستم نخواهم گذاشت کسی مال و اموال دیگری را با زور و یا هر روش نادرست دیگری از او بدون پرداخت ارزش واقعی آن بگیرد.
• من تا روزی که زنده هستم نخواهم گذاشت کسی، کسی را به بیگاری بگیرد و به او مزد نپردازد.
• من اعلام می کنم که هر کس آزاد است هر دین وآیینی را که میل دارد برگزیند و در هر جا که می خواهد سکونت نماید و به هرگونه که معتقد است عبادت کند و معتقدات خود را بجا آورد و هر کسب و کاری را که می خواهد انتخاب نماید. تنها به شرطی که حق کسی را پایمال ننماید و زیانی به حقوق دیگران وارد نسازد.
• من اعلام می کنم هر کس پاسخگوی اعمال خود می باشد. هیچ کس را نباید به انگیزه اینکه یکی از بستگانش خلاف کرده است مجازات کرد و اگر کسی از دودمان یا خانواده ای خلاف کرد تنها همان کس به کیفر برسد و با دیگر مردمان و خانواده کاری نیست.
• تا روزی که من زنده هستم نخواهم گذاشت مردان و زنان را بنام برده و کنیز و یا نامهای دیگر بفروشند و این رسم زندگی باید از گیتی رخت بربندد. از مزدا می خواهم که مرا در تعهداتی که نسبت به ملتهای ایران و ممالک چهارگانه که گرفته ام پیروز گرداند.

 

+ نوشته شده در  87/06/26ساعت 23:40  توسط y:a  | 

مقام زن

مقام زن در ايران باستان و در شاهنشاهي هخامنشي

در ايران باستان هميشه مقام زن و مرد برابر و در كنار هم ذكرشده است، حتي گروهي از ايزدان مانند آناهيتا زن هستندو در ميان امشاسپندان ، امرداد و خرداد و سپندارمذ ، كه صفات اهورامزدا است زن ميباشند.

وآنچه در اوستا آمده است همه نشانه اي از همسنگي زن و مرد است، در فروردين يشت چنين آورده شده : اينك فروهر همه مردان و زنان پاك را مي ستائيم آنان كه روان هايشان در خور ستايش و فروهر هايشان شايسته است اينك فروهر همه مردان و زنان پاكدين را مي ستائيم.

در زمان شاهنشاهي هخامنشيان ، براساس لوح هاي گلي تخت جمشيد زنان هم دوش مردان در ساختن كاخ هاي شاهان هخامنشي دست داشتند و دستمزد برابر دريافت مي نمودند، پيشه بيشتر زنان در دوره هخامنشيان صيقل دادن نهائي سنگ نگاره ها و همچنين دوخت و دوز و خياطي بوده است. بنابراين در شاهنشاهي بزرگ هخامنشي با برابري و تساوي خقوق زنان با مردان سر و كار داريم.

بايد خاطرنشان كرد كه زنان در زمان بارداري و با بدنيا آوردن كودكي براي مدتي از كار معاف ميشدند ، اما از حداقل خقوق براي گذران زندگي برخوردار مي گشتند و علاوه بر آن اضافه خقوقي بصورت مواد مصرفي ضروري زندگي دريافت مي نمودند، همچنين در گل نوشته هاي تخت جمشيد شاهد آن هستيم كه در كارگاههاي خياطي ، زنان بعنوان سرپرست و مدير بودند و گاه مردان زيردست زنان قرار مي گرفتند.

اما زنان خاندان شاهي از موقعيت ديگري برخوردار بودند ، آنان مي توانستند به املاك بزرگ سركشي كنند و كارگاه هاي عظيم را با همه كاركنانش اداره و مديريت مي كردند و درآمدهاي بسيار زياد داشتند ، اما بايد خاطرنشان كرد كه حسابرسي و ديوان سالاري هخامنشي حتي براي ملكه هم استثنا قائل نمي شد و محاسبه درآمد و مخارج از وي مطالبه مي كرد.

در يكي از گل نوشته ها ( لوح هاي گلي ) رئيس تشريفات دربار داريوش بزرگ دستور تحويل 100 گوسفند را به ملكه صادر مي كند تا درجشن بزرگ تخت جمشيد كه 2000 مهمان دعوت شده بودند ، بكار روند.

دريكي از مهرهاي بدست آمده از تخت جمشيد زني بلندپايه در صندلي تخت مانندي نشسته و پاهايش را روي چهارپايه اي گذارده و گل نيلوفري در دست دارد و تاجي برسرنهاده كه چادري روي آن انداخته شده است و به تقليد از مجلس شاه ، نديمه اي در برابر او ايستاده و عود سوزي در آن ديده مي شود. اين مهر يكي از زنان ثروتمند دربار هخامنشي است كه نقش مهمي در مديريت جامعه داشته است و دستورات خود را به اين مهر منقوش مي كرده است.

بنابراين با كمك گل نوشته هاي تخت جمشيد تصويري كاملا نو از زنان و ملكه هاي هخامنشي بدست مي آوريم كه برخلاف ادعاي نويسندگان يوناني ، كه آنها را عروسكهايي محبوس در حرم سراها مي دانستند، نه تنها همدوش مردان در آئين هاي مذهبي شركت مي كردند ، بلكه در صحنه زندگي و در اداره امور كشور هم نقش و شخصيت مستقل خويش را حفظ مي كردند . بررسي دقيق لوح هاي ديواني تخت جمشيد نشان مي دهد، كه زن در دوران فرمانروائي هخامنشيان بويژه در زمان شاهنشاهي داريوش بزرگ از چنان مقامي برخوردار بودند كه در ميان همه خلق هاي جهان باستان نظير نداشت .

جايگاه زن در ايران باستان


زن موجودي است مزين به اسرار و شگفتي هاي فراوان و در سايه اين شگفتي ها زندگي عالم بشريت در تكاپو و تداوم است. زنان داراي لطافت و ظرافت و احساس فوق العاده زيبايي هستند كه اين خصوصيت و اوصاف آنان سبب برجستگي و سرآمديشان نسبت به ديگر موجودات شده است.

كلمه "زن" از "زادن" و "زاييدن" و "اضافه شدن" آمده است که معني زندگي بخش و زنده بودن را مي دهد.

زن همواره با توجه به تمدن در دوره هاي مختلف در طول تاريخ داراي ارزش و احترام بوده و از دير باز جايگاه و پايگاه متغيري در جهان داشته است. زنان در پيشرفت تمدن ها و ترقي فرهنگ ها پا به پاي مردان تلاش کرده اند.

زن موجودي است كه مرد براي دستيابي به كمال نيازمند وجود اوست و همين طور بر عكس، زيرا هر كدام بدون ديگري ناقص هستند و تنها در كنار هم مي توانند به كمال برسند.

زنان در طول تاريخ گاه مورد احترام و ارزش بوده و گاهي مورد ظلم و بي مهري قرار گرفته اند. در ايران باستان زنان به عنوان يكي از متمدن ترين اقوام جهان داراي جايگاه بسيار بلند و مقامي بسر ارجمند بوده اند.

ايرانيان نه همچون اعراب زن را ننگ دانسته و نه همچون يونانيان آنرا مظهر شهوت و عياشي مردان قلمداد كرده اند، بلكه او را موجودي مقدس و پاك كه لازمه حيات است دانسته و مقام او را ارج نهاده اند.

از نشانه هاي عظمت و بزرگي كوروش تدوين اولين منشور حقوق بشر است كه هم اكنون در موزه بريتانيا نگهداري مي شود اين منشور مدركي است براي اثبات عدالت جنسيتي، به گونه اي كه كوروش توجه خاصي به مقام و شخصيت زن بعنوان تربيت كننده نسل آينده داشته است.

در زمان كوروش زن حامله حق كار كردن نداشته و به دستور وي براي زنان حامله جيره و حقوق ماهيانه تا هنگام تولد نوزاد در نظر گرفته شده بود.

زنان در طول تاريخ ايران داراي جايگاه و ارزش بوده اند تا آنجا كه در كتاب مقدس زرتشتيان (اوستا) هيچ مردي از لحاظ اخلاقي و مذهبي بر زنان ارجحيت ندارد و شعار اصلي زرتشتيان يعني گفتار نيك، كردار نيك و پندار نيك براي مردان و زنان توصيه شده است . خصايل زن خوب، پارسا و با عفت شعار اصلي زرتشتيان بوده است.

به جرات مي توان گفت زن در ايران قبل از اسلام و در دوره ساساني جايگاه بسيار بالايي داشته و به عنوان يكي از اعضاء مهم جامعه در مسايل مختلف شركت مي كرده است به گونه اي كه گاه تصميم گيري هاي نهايي را انجام داده است. تا جايي که چند تن از پادشاهان ايراني زن بودند كه از جمله آنان "آذر ميدخت " دختر خسرو پرويز را مي توان نام برد. اين موضوع نشان از برابري حقوق زن و مرد از هر لحاظ در اين دوره دارد.

زنان در ايران باستان داراي آنچنان ارزش و شخصيتي بودند كه حتي در ميان اديان جايي باز كرده بودند و بزرگ و ستودني قلمداد مي شدند ، چنانچه در آيين زرتشت يك روز از سال به نام روز زن نامگذاري شده است.

مردم ايران روز پنجم اسپندارمد "اسفند" را جشن مي گرفتند و به آن عيد زن مي گفتند، در اين روز مرسوم بود كه مردان بايد براي زنانشان هديه هايي ارزنده تهيه کرده و به آنان تقديم کنند كه اين مراسم در ايران باستان "مزدگيران" نام داشت و تقدير و تشكري از زحمات زن محسوب مي شد.

انسان ها همواره در طول تاريخ در پي مدلي تكامل يافته تر از خود در همه زمينه ها بودند تا راه زندگي خود را بر روال همان مدل شبيه کنند، اين مدل گاه به صورت اسطوره هايي در اعتقادات و باورهاي يك قوم جايگاهي خاص يافته بود كه اين حقيقت شناسه هاي فرهنگي يك ملت را نشان مي دهد.

گاه اين اسطوره ها چنان در دل يك ملت راه يافته اند كه به مرور به صورت خداياني بزرگ در آمده و مورد ستايش و عبادت قرار گرفته اند. يكي از اين اسطوره ها كه به مرحله الهه بودن و خدايي رسيده و در ايران باستان از اهميت بسياري برخوردار است "ناهيد" الهه زنان ناميده شده است.

ناهيد به عنوان الهه زنان قبل از اسلام، خدايي مونث بوده كه به اعتقاد آن دوران بر تمام اعمال و رفتار زنان نظارت دارد و از آنان خشمگين يا خشنود مي شود و به هنگام نياز به آنان كمك مي كند.

ايرانيان براي اين الهه معابدي ساختند و مجسمه هايي درست كردند و بصورت نماد در داخل معابد قرار دادند كه يك نمونه از آن در "سراب " استان كرمانشاه است. اين الهه موسوم به الهه مادر است.

به اعتقاد ايرانيان ناهيد، خداي پاكي و بي آلايشي و الهه بارداري است و به هنگام زايمان به كمك زنان مي آيد.

ناهيد براي مردان نيز قابل ستايش بوده است زيرا اين الهه به عنوان اسوه زنان ايراني، داراي پاكي و عفت و شخصيت بسيار بالايي مملو از وقار و متانت و دوستدار عصمت است

بانوهای ایرانی

« بانو گشنسب» دختر رستم و همسر « گیو» نیز از زنان بیباک و رزمجویی بود که در شاهنامه فردوسی فراوان از او یاد شده است. چنین آمده است که او به اندازه ای زورمند و دلیر بود که کمتر مردی توانایی رویارویی با او را داشته است.

« زربانو» دختر دیگر رستم میباشد که از سواران تیرانداز و جنگجو به شمار می آمده و با رزم دلاورانه خود زال٬ آذربرزین و تخواره را از زندان آزاد کرده است.

نام سرداران و جنگاوران زنی که از زمان مادها٬ هخامنشیان٬ ‌اشکانیان و ساسانیان به جا مانده اند ولی شوربختانه از کارهایشان هنوز آگاهی چندانی در دست نیست٬ چنینند ( امید آن است که با بررسیهای گسترده پیرامون آنها٬ ‌بتوان به چگونگی فرماندهیشان بیشتر آشنا شد):

- « آپاما » دختر « سپیتمن » که خود از سرداران زمان هخامنشیان بود. چم این واژه گیرا٬‌ خوش آب و رنگ و زیبا میباشد.

- « آذرنوش» در چم پرفروغ آتشین هم از شاهدختهای هخامنشی و هم سردار سپاه.

- « آرتونیس» در چم راست و درست٬ دختر «ارته باز» که او خود نیز سردار بزرگ داریوش بزرگ بود.

- « آریاتس» در چم آریایی پاک و درست از سرداران هخامنشی.

- « آسپاسیا» در چم گرد٬ یل٬ دلیر و نیرومند٬ همسر کورش دوم که از سرداران او نیز بود.

- « آمسترس » در چم هم اندیش و پشتیبان و یار٬ دختر داریوش دوم که پا به پای پدر در نبردها میجنگید.

- « ابردخت» در چم دختر نیرومند و توانا و برتر٬ از سرداران ساسانی.

- « استاتیرا» در چم آفریده ایزد تیر و اختران٬‌ دختر داریوش سوم هخامنشی.

- « ُبرزآفرید» در چم آفریده شکوه و والایی٬ ‌از سرداران ساسانی.

- « برزین دخت» در چم دختر آتشین و پرفروغ٬ از سرداران ساسانی.

- « پریساتیس» در چم فرشته و زیبا٬ همسر داریوش دوم که پا به پای همسر و دختر به جنگها میرفت و پیکار میکرد.

- « داناک » در چم باهوش و خردمند و فرزانه٬ از سرداران هخامنشی.

- « سی سی کام» در چم کامروا و پیروز٬ ‌مادر داریوش سوم که هیچگاه در برابر اسکندر به زانو درنیامد و همچنان جنگ را دنبال نمود.

- « سورا» در چم گلگون رخ٬‌ دختر اردوان پنجم اشکانی.

- « گلبویه » از سرداران و جنگجویان ساسانی.

- « ماه آذر» از سرداران ساسانی.

- « مهر مس» در چم مهر بزرگ٬ ‌خورشید درخشان٬ از سرداران هخامنشی.

- « مهر یار» از سرداران ساسانی.

- « میترادخت» در چم دختر مهر٬‌ دختر خورشید٬ ‌از سرداران اشکانی.

- « نگان» در چم کامروا و پیروزمند٬ از سرداران ساسانی که با تازیان دلاورانه جنگید و دلیریها بسیار شکوهمندانه از خود نشان داد.

- « ِورزا» در چم نیرومند و توانا٬ سرداری از هخامنشیان.

- « وهومسه » در چم والاتبار و نیکزاده بزرگ٬ ‌از سرداران هخامنشی.

- « هومی یاستِر» در چم دوست و هم پیمان و پشتیبان٬ از سرداران هخامنشی.

- « یوتاب» در چم درخشنده و بیمانند٬‌ خواسته و پرفروغ٬‌ خواهر « آریوبرزن» سردار بیباک و دلیر داریوش سوم در جنگ با اسکندر. یوتاب فرماندهی بخشی ار سپاهیان برادر را داشت که در کوههای بختیاری راه را بر اسکندر بست و اگر یک روستایی٬‌ راهی دیگر را به اسکندر نشان نمیداد تا از آن جا شبیخون بزند٬ شکست خورده و سپاهیانش تار و مار شده بودند. یوتاب همراه برادر آن اندازه جنگید تا هر دو کشته شدند و نامی جاوید از خود به جای گذاشتند.

+ نوشته شده در  87/06/26ساعت 23:38  توسط y:a  |